کوچه باغ

و ناگهان چقدر زود دیر میشود ... !

کوچه باغ

و ناگهان چقدر زود دیر میشود ... !

با اینا ؛ شرکت رفتنو سر میکنم !!

 

این روزا نه تحمل صبح از خواب پا شدن و رفتن به شرکت رو دارم  

نه تحمل غُرغُرای همکارا از حقوق کم  

نه تحمل چپ چپ نگاه کردنشون  

نه تحمل بوی گند سیگارشون  

نه تحمل آواز خونی زیر لبشون   

نه تحمل زیر آب زنی هاشون  

و نه تحمل مدیر مالیه تازه به دوران رسیده ای که اینترنت اتاق حسابداری 

رو به خاطر زیاد استفاده کردن قطع کرد و خودشو کشت تا برای اتاق خودش 

اینترنت وصل کنن !  

این روزا فقط به خاطر ۲ تا چیز میرم شرکت ... 

چایی های بین کار که هیچ وقت مززش تو خونه تکرار نمیشه  

و حقوق سر ماه که انقد ادعا بهم داده که تو خونه وقتی  

کسی خواست بهم پول بده بگم که نمیخوام ، " خودم دارم " !   

هرچقدم که کم باشه دوس دارم فقط با همون سر کنم .

اگر این 2 تا چیز نبود عمرن اگه پا میشدم میرفتم شرکت .